پدرم



جهت سفارش تبلیغات با شماره در تماس باشید (ماهانه تنها....... تومان با بازدهی عالی)

ثبت تبلیغات لینکی در سایت تنها با ...... تومان در ماه
سلام هانیه هستم از مشهد میخوام داستان پدرمو تعریف کنم که با چشای خودش این مو جوداتو دیده بود پدرم حدودا20سال پیش تو مشهد راننده اژانس بود البته با شوهر عمم یه روز شوهر عمم شب شیفت تو اون اژانس وایمیسته صبح که  میشه. به پدرم میگه اینجا جن داره من شیفت شب دیگه نمیام پدرم میخنده میگه برو خودم وایمیستم شب میشه پدرم خسته میشه چون مسافره اخر شب کمه با خودش میگه کمی بخوابم هنوز چشاش سنگین نشده احساس میکنه کسی تکونش میده وقتی چشاشو باز میکنه میبینه
خشونت بس: دختر و فرزند اول از یک خانواده‌ی ۵ نفره‌ام با
دو برادر. مادرم ۱۷ ساله و پدرم ۲۹ ساله بود زمانی که ازدواج کردند. هر دو
در زمان ازدواج تا کلاس نهم بیشتر درس نخوانده بودند. مادرم بعد از
ازدواج، به تحصیلش ادامه داد و توانست فوق‌دیپلم و بعدها لیسانسش را بگیرد.
از وقتی یادم می‌آید مادرم معلم بود و چرخ زندگی ما با درآمد او می‌چرخید
چون پدرم اغلب بیکار بود. پدرم به تحصیلات ما خیلی اهمیت می‌داد. من
توانستم لیسانس خودم را بگیرم.
خشونت
به امام جواد(ع) گفتم:"بعضی ها می گویند مامون به پدرت لقب رضا داد، وقتی به ولایت عهدی راضی شد."
گفت :"دروغ می گویند . پدرم را خداوند رضا نامید چون ، خداوند او را پسندید و اهل آسمان، رسول خدا و ائمه در زمین از او خوشنود بودند."
گفتم :" مگر بقیه پدرانتان پسندیده ی خدا و ائمه نبودند؟"
گفت :"چرا؟"
گفتم :"پس چه طور فقط او رضا شد؟"
گفت:" چون دشمنانش هم او را پسندیدند و فقط پدرم بود که جمع دوست و دشمن از او راضی بودند."هشتمین خورشید
دو سال از آغاز عقد من و همسرم می گذرد. همسرم مهندس یکی از شرکتهای معتبر ساختمان سازی است و درآمد خوبی دارد. خانواده همسرم نیز از لحاظ مالی در سطح مالی خوبی قرار دارند. البته خانواده من نیز وضعیت مالی بدی ندارند و پدرم یک کارمند تحصیل کرده است اما از آنجاییکه ما سه خواهر هستیم و هر سه ما به فاصله کوتاه ازدواج کردیم، پدرم برای تامین هزینه جهیزیه به شدت تحت فشار قرار گرفته است.سیاست یعنی عشق
 
همه می پندارند،
که عکس پدرم را ؛
به دیوار خانه ام آویخته ام!
 اما نمیدانند
که دیوار خانه ام را ،
 به عکس پدرم تکیه داده ام تا سقف را بالای سرمان نگهدارد....
با آرزوی سلامتی همه پدرها و شادی روح پدرهایی که دیگه بین ما نیستند.
 پدر روزت مبارک
 
 
 
ایران هنر 22
به نام خدا
من ابتدا از پدرم خیلی اصرار کردم که من هم باید با او به کیش بروم.پدرم ماشین بزرگ دارد و بار به بنادر و جزیره ها و شهرها در ایران می بره.
روزی من هم حاضر شدم و با اجازه پدرم خود را  اماده کرده بودم که به سفر بروم.
در راه خود به کیش هوا خیلی گرم بود آنقدر گرم بود که ادم مثل این بود که تازه از اب بیرون اومده.
ما برای رسیدن به کیش باید سوار کشتی می شدیم.من خیلی از کشتی می ترسیدم.کشتی آنقدر بزرگ بود که 10 ماشین بزرگ تریلی جا می داد.
این موضو
پیشکسوت پرسپولیس و تیم ملی که دچار عارضه قلبی شده بود از دیشب سطح هوشیاری اش را از دست داد و متاسفانه به کما رفت.
 
به گزارش خبرفوری؛ ابراهیم آشتیانی دیروز آنژیوگرافی شد تا یکی از رگهای قلبش باز شود و امروز قرار بود از بیمارستان مرخص شود اما متأسفانه از دیشب هوشیاری اش را از دست داد.
اردلان آشتیانی پسر پیشکسوت پرسپولیس در این باره گفت: پزشکان می گویند ریه پدرم آب آورده و هم اکنون پدرم سطح هشیاری اش را از دست داده است. برای پدرم دعا کنید.اخب
????داستانی از مرحوم ملاعباس تربتی (ره)مرحوم راشد، در سفری که با پدرش مرحوم آخوند ملاعباس تربتی (ره) به یک روستای دور افتاده رفته بودند، چنین می نویسد: اکنون شب از نیمه گذشته، پدرم از دیشب تا کنون چیزی نخورده و من نیز از ظهر که ناهار خورده ام و بی خوابی گرسنگی را از یاد برده است. آن مرد دو گرد نان تافتون و یک بادیه ماست تازه که در خانه داشت برای ما آورد.نان تافتون را با ماست خوردیم و صاحبخانه برای ما رختخواب افکند که بخوابیم.من از بس که ککها می گزی
 
نام رمان: تاوان گناه پدرم
نویسنده: مهسا موحد
تعداد صفحات: 319
خلاصه رمان:
خانواده برزگر پس از فهمیدن بی آبرویی دختر سر به راهشون، تصمیم به هدایت اون به راه راست می گیرن که ناگهان پدر خانواده ناپدید، و این اتفاقات پرده از رازهای بزرگی بر می دارد
برای دانلود رمان به ادامه مطلب بروید...رمان | دانلود رمان ایرانی و خارجی
رضا رشیدپور مجری برنامه حالا خورشید با انتشار پستی جدید در اینستاگرامش از خاطره تلخ فوت پدرش در روز عاشورا گفت.






خاطره تلخ رضا رشیدپور از فوت پدرش در روز عاشورا


رضا رشید پور باروایت خاطره ای تلخی از نحوه شهادت پدرش عنوان کرد که باران آمد . شهر را شست . تاسوعا را به تشنگی عاشورا پیوند زد و پدرم را برد.





رضا رشیدپور و پدرش


رشید پورنوشت:
ظهر
تاسوعای سال هفتاد و شش بود. دسته ی عزاداری در حیاط خانه مان می چرخید.
رضا رشیدپور
با انتشار این تصویر نوشت : ظهر تاسوعای سال هفتاد و شش بود . دسته ی
عزاداری در حیاط خانه مان می چرخید . پیرمرد نوحه می خواند . ام من یجیب
المضطر اذا دعاه و یکشف السوء. … گریه های بی امان …
دستهای ملتمس در هوا می چرخیدند و بر سینه
های سوخته فرود می آمدند …. پدرم گوشه ای روی صندلی چرخ دار نشسته بود و
آرام تر از همیشه ، تند تند ، اشک می ریخت . نزدیک تر شدم . دست‌هایش را
گرفتم . چقدر می لرزید و چقدر محکم بود . مردم از حیاط خانه مان رفتند
علیرضا گفت پدرم مرا بوسید و گفت هیچ‌وقت مادر و خواهرهایت را رها نکن باید به من قول بدهی تا من بروم. من به پدرم قول دادم و او پیشانی مرا بوسید.
برای مشاهده ادامه خبر به ادامه مطلب مراجعه نمایید ...سایت مدافعان حرم حضرت زینب
دانلودرمان جدید تاوان گناه پدرم نوشته مهسا موحد
 
خلاصه:
خانواده برزگر پس از فهمیدن بی آبرویی دختر سر به راهشون، تصمیم به هدایت اون به راه راست می گیرن که ناگهان پدر خانواده ناپدید، و این اتفاقات پرده از رازهای بزرگی بر می دارد
مقدمه :
من فکر می کردم قرار است رویا ببینم ،
اما..
قبل از این که بخوابم ، بیدارم کردند!
خیلی اشتباه کردم اما آدم ها با اشتباهاتشان بزرگ می شوند.
پدربزرگم آدم خوبی نیست؛ همین طور پدرم؛ همچنین مادرم؛ حتی مادربزرگم.
انشا درباره روزی حلال کلاس نهم
موضوع : روزی حلال 
   روزی حلال یا دست های خسته ی پدرم؟
   به راستی که حلال به چه معناست ؟ به معنای بغض دلخراش یک پدر که چه راز ها را پنهان کرده است و از صبح تا شب آن را با خود حمل می کند . 
   اسم روزی حلال که می آید ناخداگاه لبخند خاصی روی چهره ی همه ظاهر می شود ... صبر کند یک جای این جمله اشتباه است،  یک جای کار می لنگد ! 
"همه"؟؟! شاید شنیدن روزی حلال برای بعضی ها به معنای خاموشی چراغ راه ، به م
دانلودرمان به جرم گناه نکرده نوشته Angelicalکاربرنودهشتیا
 
خلاصه:
من هم انسان هستم … به اندازه ی تو از این دنیا سهم میبرم .
نفس میکشم مانند تو … حرف میزنم مانند تو … راه میروم … میخندم … میبخشم …
درست مثلِ تو !!!
فقط اندکی نه!خیلی بیشتر از تو درد کشیده ام … حق مرا خورده اند … همان هایی که مرا اسیرِ جهنم کرده اند…!!!
می دانی …؟؟ جرم من پدرم بود …پدری که پدری نکرد …
و مادری که تنش را در ازای کتک های پدرم فر
رکنا /
پدرم به همه چیز شک داشت به همین خاطر همیشه فکر می‌کرد مادرم به او خیانت می‌کند. بارها با این تصور، قصد جان او را کرده بود اما کاری از پیش نبرده بود. اما آن شب... وقتی مادرم را بعد از یک قهر طولانی به خانه آورد هیچ کس دور و برشان نبود و او توانست بدون هیچ مزاحمی نقشه شومش را عملی کند...
 
پسر جوان که لباس سیاه بر تن کرده بود و ظاهر پریشانی داشت آنقدر گریه کرده بود که چشمانش باز نمی‌شد. پدر 60 ساله‌اش به اتهام قتل در زندان بود و او که ح
چرا شهید مختاربند، نام مستعار "ابوزهرا" را برای خود برگزید؟
 
دختر شهید مدافع حرم حمید مختاربند گفت: پدرم از من پرسید می دانی چرا اسم مستعار من را ابوزهرا گذاشتند
گفتم نه بابا ! گفت: چون هم به حضرت الزهرا(س) خیلی علاقه دارم و هم اینکه همنام دخترم است که دوستش دارم .
 
میهمانی لاله ها
رکنا/
 
نمی توانستم حرف های آن زن غریبه را قبول کنم، سرم درد گرفته بود و چشمانم همه چیز را تار می دید. او بعد از گذشت 30 سال از زندگی سراسر خوشبختی من، رازی را افشا می کرد که تحمل آن برای هر مردی بسیار سخت است. با شنیدن این حرف ها پاهایم سست شد. ساعتی را در کنار خیابان نشستم و به آن چه شنیده بودم می اندیشیدم، آیا امکان دارد زنی 20 سال همسرش را فریب بدهد و با یک دروغ بزرگ سال ها در کنار او زندگی کند...
مرد 50 ساله در حالی که عنوان می کرد «دیگر به چه
بیوگرافی احسان خواجه امیری
احسان خواجه امیری متولد ۷ آبان ۱۳۶۳ فارغ التحصیل مهندسی کامپیوتر از دانشگاه آزاد و فرزند آخر خانواده احسان خواجه امیری در یک خانواده هنرمند به دنیا آمده است.
 
پدر او ایرج از سر آمدان موسیقی سنتی و آواز است که بر شکوفایی و پرورش او تاثیر بسزایی داشته است. احسان شیفته و عاشق موسیقی است. کار حرفه ای خود را با آهنگسازی برای مجموعه ای مستند که موسیقی بی کلام بود شروع کرد.
 
در یک خانواده کاملا هنرمند به دنیا اومد
بیوگرافی احسان خواجه امیری
احسان خواجه امیری متولد ۷ آبان ۱۳۶۳ فارغ التحصیل مهندسی کامپیوتر از دانشگاه آزاد و فرزند آخر خانواده احسان خواجه امیری در یک خانواده هنرمند به دنیا آمده است.
 
پدر او ایرج از سر آمدان موسیقی سنتی و آواز است که بر شکوفایی و پرورش او تاثیر بسزایی داشته است. احسان شیفته و عاشق موسیقی است. کار حرفه ای خود را با آهنگسازی برای مجموعه ای مستند که موسیقی بی کلام بود شروع کرد.
 
در یک خانواده کاملا هنرمند به دنیا اومد
ســوال:
پدربزرگم (بابابی پدرم) چهل سال پیش فوت شدن و زمینهای کشاورزی ایشان بین سه پسرش یعنی پدر من و دو عموم تقسیم شده ، پدر من 33 سال پیش فوت شده و مادر بزرگم 20 سال پیش یکی ازعموهام 15 سال پیش فوت شده و پنچ عمه دارم که این پنچ عمه ام 10 سال پیش از طریق دادگاه ارث پدریشونو به عموی زنده ام بخشیدن اما الان ادعای ارث پدری خود را از ما دارن ضمنا قولنامه تمام زمینها هنوز یک جا به نام پدر بزرگم هست سوال اول : آیا به عمه هایم حقی میرسد یا نه و اگر به داد گاه
سلام من قاسم هستم بیست هفت سال دارم تقریبا این موضع به هفت سال پیش میگذره اون وقت من از هیچی ترس نداشتم یک روز خونه ما خلوت شد مادرم رفت بازار تا شب من رفتم اینترنت احضار جن از این حرف ها دعا خواندم چهل بار سوره جن را خواندم از هفت سالگی شروع به نماز خواندن کردم تا الان بعد ازدان کارها شب شد همه امدن خانه شام خوردیم خوابیدم تا ساعت یک شب دیدم یک چیزی رفت تو بدنم نمیتوانستم حرف بزنم نفسم بند امده بود یا حسین یا حسین میکردم داخل دلم تا ول کرد برق ز
با تبریک و شادباش به مناسب فرا رسیدن
میلاد امیرالمومنین علی (ع) و روز پدر مجموعه ای از اس ام اس های
مخصوص روز پدر را آماده کرده ایم که در قالب متونی زیبا و سراسر عشق
پیام تبریک را به پدران گرامی کشورمان رسانده و می تواند نمایان گر
گوشه ای عشق و علاقه و ارادت ما به پدران گرامی کشورمان باشد. این
متون به صورت نمونه در ادامه مطلب آورده شده و به صورت پک جامعی آماده
دانلود می باشد.
مجموعه اس ام اس مخصوص تولد امام علی و تبریک روز
پدر

به یمن لطف تو بختم ب
دانلود آهنگ جدید ایمان فلاح بنام پدر با بالاترین کیفیت

Download New Music Iman Fallah – Pedar
ترانه : مصطفی ساداتی , آهنگ و تنظیم : محمود آرمان
گیتار : کیان زمانی , ویولن : محسن دهینی , میکس و مسترینگ : مهیار رحیمی 
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …

 
متن آهنگ جدید ایمان فلاح بنام پدر :
عطر دست مهربونت همیشه رو شونه هامه
اینقد خوبی که حتی اشک شوق رو گونه هامه
مثل کوهی قرص و محکم
گرمه پشتم به وجودت
نمیتونم بی تو باشم فکرشم سخته نبودت
تو
علت فوت حسن جوهرچی بازیگر
علت فوت حسن جوهرچی بازیگر , آوا جوهرچی درباره پدرش که در تاریخ ۱۵ بهمن به علت نارسایی کلیه و کبد، مشکل تنفسی شدید، و در نهایت افت شدید فشار خون در بخش icu فوت شد با گذاشتن یک پست در اینستاگرام خود گفت:
پیگیری علت فوت جوهرچی و قصور احتمالی
دوستان عزیزم، ما در حال پیگیری علت فوت پدرم و قصور احتمالی، اگر اتفاق افتاده باشد، به صورت قانونی هستیم. افرادی که زیر پست ما یا عکس‌های پدرم، حرف‌های نامربوط می‌زنند، سریعا ب
به نام خدا
با سلام و درود
باز هم برای شما  سی اف جی فول ایمی را برای شما ساختیم و امیدواریم از ان لذت ببرید 
یه چیزی بگم پدرم در اومد تا بسازمش با تشکر
 
نویسندگان:Arshiya7 or A7/P7/ParHaM Pnh
 
دانلود:بالینک مستقیم|لینک غیر مستقیمسایت اصلی کانتر1.6
جنجال عکس بدون حجاب دختر رییس جمهور سابق

 
1

رکنا / انتشار تصاویر بدون روسری فاطمه ربانی، دختر برهان‌الدین ربانی، رئیس جمهوری اسبق افغانستان و از مهمترین رهبران جهادی این کشور، واکنش‌های زیادی در شبکه‌های اجتماعی به ویژه فیسبوک برانگیخته است.عکس‌های منتشر شده از خانم ربانی در مجله آمریکایی «هارپرز بازار»، بخشی از یک پروژه ابتکاری برای معرفی محصولات فرهنگی و تجاری افغانستان بود که در دوبی برگزار شد.فاطمه ربانی به همرا
مقام پدر در باره مقام و منزلت والای پدر یک حکایت...طلحه




مقام پدر در باره مقام و منزلت والای پدر یک حکایت کوتاه را ذکر میکنم خدا کند مفید واقع شود ..میگویند یک جوان که تازه از پوهنتون فارغ شده بود به ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺭﻓﺖ به خانهء آنها .ﻭﻟﯽ ﺩﺧﺘﺮﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺷﺮﻃﯽ ﻗﺒﻮﻝ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﮐﻪ پدرت ﺑﻪ ﻋﺮﻭﺳﯽ نیاید !ﺟﻮﺍﻥ در تفاهم بَند ماﻧﺪ ﻭ ﭘﯿﺶ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺳﺎﺗﯿﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺑﺎ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﭼﻨﯿﻦ ﮔﻔﺖ،در سن ﯾﮏ سالگی ﭘﺪﺭﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾ
دانلود رمان در ازای مرگ پدرم | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل, دانلود کتاب اندروید, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود کتاب 95 , دانلود کتاب رمان ایرانی, دانلود کتاب برای اندروید
 
♦ نام: در ازای مرگ پدرم
♦ زبان: فارسی
♦ تعداد صفحات: 306
♦ نوع فایل: pdf , epub , apk
♦ حجم کتاب رمان عاشقانه: 938 کیلوبایت ، 345 کیلوبایت ، 4.61 مگابایت
♦ نویسندگان: نازنین آقایی و فاطمه زایری
♦ توضیحات:
یه پشتیبان ….یه تکیه گاه &hell
جام جم /
دختر متولد ۱۳۷۴ بود. در یکی از شهرهای جنوبی به دنیا آمده و همان جا هم همراه خانواده‌اش زندگی می‌کرد. دختر در یک خانواده مذهبی که اعتقادات قوی داشتند، بزرگ شد.
 
دختر جوان درباره اعتقادات خانواده و شغل پدرش می‌گوید: پدرم مردی معتقد است و خانواده‌ای مذهبی دارم که همواره ما را به رعایت اصول اخلاقی تشویق کرده‌اند. به دلیل شغل پدرم و اقامت در یک مجتمع سازمانی حتی در خانه پدری‌ام ماهواره هم نداشتیم.
خانواده دختر مذهبی و هن
 پدرم آرام بخواب...!
دیگر برای سیاهی چهره‌ی زیبایت در دل زمین شرمگین نمی‌شوی!
دیگر از گرمای طاقت فرسای پنجاه درجه بالای صفر برای یک لقمه نان حلال، عرقت چکه نمی‌کند...
دیگر از نبود اکسیژن میان کوه‌های سنگی نامروت به نفس نفس نمیفتی...
دیگر نگران آرزوهای قشنگ فردای دخترت نیستی...
پدرم آرام بخواب... بُگذار باز هم مثل همیشه برای فرار از شرمندگی و عذرخواهی‌شان، تو را مقصر اشتباه و بی‌خردی خود بدانند... بُگذار با رفتنت، امشب را نیز همچ
 
مشهد مقدس سال1395به اتفاق پدر نازنینم
 
کربلایی کاظم رجبی
 
که درمدت 20سال درسمت مداحی آل الله نوکر
 
اولادحضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها
 
می  باشد
 
به قول عزیزی:
 
گذر تک تک این ثانیه های عمرم
 
به قدیمی  شدن نوکریم  می ارززد
 
 
 
 
 
 
 
کساییون
دو انشا درباره کفش ، انشا با موضوع کفش
بابام میگه انسان های نخستین لباس و کفش نداشته اند و پا برهنه این طرف و آن طرف می رفته اند برای همین پاهایشان هرساله رشد میکرده است، بعد ها که بشر به پیشرفت هایی دست یافته است فهمیده است که برای محافظت از خود و بدنش باید لباس بپوشد و کفش به پا کند و به این ترتیب بشر کفش را اختراع نموده است . بعد از اختراع کفش پاهای بشر کوچکتر و کوچکتر شده است .
 
 
پدرم بیشتر از محافظت کردن پاها بر محافظت کردن از کفشها ت
روزی سرمربی اینتر می شوم


روزی سرمربی اینتر می شوم
آینده من کاملا مشخص است و من حرف جدیدی برای گفتن ندارم. جیوانی پسر من است و همیشه با او در ارتباطم. پسرانم، همسرم، پدرم و ... همگی می دانند که می خواهم روزی سرمربی اینتر شوم.
 دیگو سیمئونه می گوید روزی هدایت اینتر را برعهده خواهد گرفت.
به گزارش نود، جیوانی سیمئونه پسر دیگو سیئمونه که برای باشگاه جنوا ایتالیا بازی می کند چند روز قبل گفت پدرش هدایت اینتر را برعهده خواهد گرفت. سیمئونه که چندی
در زمانی که نوجوان بودم به همراه سه برادر و دو خواهر و پدر و مادرم در خانه ای در همین روستا زندگی می کردم که شامل دو اتاق و یک راهرو و یک زیرپله همچنین یک تراس و یک حیات بسیار بزرگ همانند یک باغ بود که در آن انواع مرغ و خروس و غاز و اردک وجود داشت و در خانه هم طبق معمول گذشتگان همۀ خانواده در یک اتاق می خوابیدند در یکی از شبها که خوابم نمی برد صداهایی شنیدم یکی از برادرانم را که کنار من خوابیده بود صدا زدم و هر دو به آرامی پشت درب اتاق که شیشه بو
زمانی که من بچه بودم، مادرم علاقه داشت گهگاهی غذای صبحانه را برای شب درست کند. و من به خاطر می آورم شبی را بخصوص وقتی که او صبحانه ای، پس از گذراندن یک روز سخت و طولانی در سر کار، تهیه کرده بود. در آن شب مدت زمان خیلی پیش، مادرم یک بشقاب تخم مرغ، سوسیس و بیسکویت های بی نهایت سوخته در جلوی پدرم گذاشت. یادم می آید منتظر شدم که ببینم آیا هیچ کسی متوجه شده است! با این وجود، همه ی کاری که پدرم انجام داد این بود که دستش را به سوی بیسکویت دراز کرد، لبخندی
عکس آقای خامنه ای

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

برای ورود به کانال الگرام ما کلیک کنید