tagsماجرای من با مادرم



جهت سفارش تبلیغات با شماره در تماس باشید (ماهانه تنها....... تومان با بازدهی عالی)

ثبت تبلیغات لینکی در سایت تنها با ...... تومان در ماه
خشونت بس: دختر و فرزند اول از یک خانواده‌ی ۵ نفره‌ام با
دو برادر. مادرم ۱۷ ساله و پدرم ۲۹ ساله بود زمانی که ازدواج کردند. هر دو
در زمان ازدواج تا کلاس نهم بیشتر درس نخوانده بودند. مادرم بعد از
ازدواج، به تحصیلش ادامه داد و توانست فوق‌دیپلم و بعدها لیسانسش را بگیرد.
از وقتی یادم می‌آید مادرم معلم بود و چرخ زندگی ما با درآمد او می‌چرخید
چون پدرم اغلب بیکار بود. پدرم به تحصیلات ما خیلی اهمیت می‌داد. من
توانستم لیسانس خودم را بگیرم.
خشونت
مث همیشه اعصابم خورد بود...وسط راه از ماشین پیاده شدم رفتم اسی سبزمو تو پارک کشیدم سرحال شدم...رفتم حموم ریشمو زدم واسه خودم آهنگ میخوندم.....
مادرم اومد خونه...یکم پشت در مسخره بازی درآوردم بخندونمش ولی این بار نخندید...چشماش قرمز و پر اشک بود...چی شده؟؟؟
با حرص همه رو برام تعریف کرد...قضیه فامیلیه...صداشونو رو مادرم بلند کردن...میفهمی یعنی چی؟؟؟
-حرف نزن بیا بغلم...فعلا بیا بغلم
تنها کاریه که میتونستم براش بکنم
کارای دیگه ایم هس ولی این ک.ون لعنتی
دانلود آهنگ جدید آرین یاری به نام مادرم
دانلود آهنگ آرین یاری با کیفیت 320 و 128 همراه با پخش آنلاین + متن آهنگ
Download New Music Arian Yari – Madaram
ترانه و آهنگ : آرین یاری
 
متن آهنگ آرین یاری مادرم
مادرم عزیز ترینم گوش کن واست میخونم که تو فرشته ای من میخوام واست بخونم مادرم مادرم من میخوام واست بخونم
♫♫♫♫♫♫♫♫ که هر شب تو و عشقت اغوش خونه داغه تویی منتظری ما که بیاییم باشیم کنارت تویی مثال دریا منم مثال قایق دل تو پاک و صافه تویی گل شقایق
♫♫♫♫
محمدبن غسان هاشمی میگوید در یکی از اعیاد مذهبی عید اضحی بخانه مادرم رفتم ، زنی دیدم که نزدیک مادرم نشسته بود اما لباسهای کهنه و مندرس در تن داشت و آثار عفت و نجابت و بزرگی از او ساطع بود .
 مادرم گفت این زن را شناختی ؟ گفتم نه . 
ادامه داستاندانلود فقط موسیقی شاد
مرثیه حضرت زهرا (سلام الله علیها)



دست بردار از سرش ، جانی ندارد مادرم
شرم کن از حال ما و گریه های خواهرم

دست بردار ای حرامی ، راه ما را باز کن
من که کودک نیستم ، من بچه شیر حیدرم

فکر کردی فاطمه تنها و بی کس مانده است؟
من خودم ، تنهای تنها مادرم را میبرم

شرم کن از شال مشکی پیمبر ، بی حیا...
بشکند دستت به حق حال و روز مضطرم

گوشواره روی خاک و چشم مادر تار تار
غرق خاک و خون شده از پای تا موی سرم

زیر لب با خود فقط میگویم و رد میشوم
طرز نمره گرفتن پسرا و دخترا از استاد مرد: پسرا: استاد به جون مادرم خرج خونه و دانشگارو خودم میدم، مادرم مریض بابام مرده، ۲ شیفت کار میکنم واسه همین نتونستم خوب درس بخونم ! دخترا: اســـــتــــــــــــــــــــــــــــــــــاد !! . . .خنده بازار
حمید صفت و قتل پدر ناتنی / دیدم مادرم با شوهرش درگیر شده و ...
حمید صفت و قتل پدر ناتنی / دیدم مادرم با شوهرش درگیر شده و ...
عصـر امـــروز وقوع یک فقــره قتل مشـــکوک از طریـق یکــی از بیمارســتـان‌ــهـــای پایـتـــخـــت به کلـانــتری ۱۴۵ ونک اعلــام شد که پس از تحـقســقـات مشخص شد،
پیـــرمـردی ۶۶ ساله به علت اصـــابــت جسم سخــت به ناحـیـه سر و شکـسـتـن جمجـمـــعـه فوت کرده اسـت ️مـتوفی قبــل از مرگ خود در اظـهـاراتش عنوان کرده بود که ت
 
 علیرضا بهشتی در بخشی از گفت وگو با خبرآنلاین از استقبال شهید بهشتی از رانندگی کردن همسرش می‌گوید.
 
به گزارش خبرآنلاین علیرضا بهشتی با بیان اینکه کانون خانواده ما انصافا کانون گرمی بود، گفت: «مادرم محور گرم کردن خانه بود. مادرم یک مهمانخانه جدا در این خانه داشت که به سلیقه خودش چیده بود و آقای بهشتی هم کتابخانه اش را محل رفت و آمدِ مهمانانش قرار داده بود. آقای بهشتی برای مادرم حقوق ماهانه ای در نظر گرفته بود و پرداخت می کرد و
به گزارش خبرنگار حوادث خبر فوری، این خواننده ساعت 15 امروز به اتهام قتل پدرخواننده اش در خیابان شیخ بهایی دستگیر شد. او در بازجویی ها منکر قتل شد اما پس از پنج ساعت تحقیقات ، به قتل اعتراف کرد و گفت: برادرم از آمریکا با من تماس گرفت و عنوان داشت که مقتول با مادرم درگیر شده است. سریع خودم را به خانه رساندم. زمانی که به خانه رسیدم ، مادرم و مقتول درگیری داشتند.
وی افزود: به همسر مادرم اعتراض کردم و با هم درگیر شدیم. کنترلی بر رفتار نداشتم و عصبانی ا
❤️ بسم رب الشهدا ❤️داستان عاشقانه مذهبیقسمت نهمفرزند دختر✔️مادرم بعد کلی دل دل کردن، حرف پدرم رو گفت .بیشتر نگران علی و خانواده اش بود.می خواست ذره ذره، من رو آماده کنه که منتظر رفتارها و برخورد های اونها باشم.⭐️هنوز توی شوک بودم که دیدم علی توی در ایستاده. تا خبردار شده بود، سریع خودش رو رسونده بود خونه.چشمم که بهش افتاد گریه ام گرفت.نمی تونستم جلوی خودم رو بگیرم... ❌خنده روی لبش خشک شد.با تعجب به من و مادرم نگاه می کرد.چقدر گذشت؟نمی دونم
رکنا /
پدرم به همه چیز شک داشت به همین خاطر همیشه فکر می‌کرد مادرم به او خیانت می‌کند. بارها با این تصور، قصد جان او را کرده بود اما کاری از پیش نبرده بود. اما آن شب... وقتی مادرم را بعد از یک قهر طولانی به خانه آورد هیچ کس دور و برشان نبود و او توانست بدون هیچ مزاحمی نقشه شومش را عملی کند...
 
پسر جوان که لباس سیاه بر تن کرده بود و ظاهر پریشانی داشت آنقدر گریه کرده بود که چشمانش باز نمی‌شد. پدر 60 ساله‌اش به اتهام قتل در زندان بود و او که ح
 
این روزها هر بار که مادرم صدایم می زندپشت پنجره ام باران می گیردسیب ها رسیده می شوندسبزه قباها خبر مستی ام را به تاکستان می برندارغوان می شومباد را بغل میکنم دیوانه وار می رقصمبوی گلاب های لاله زارسینه ام را پر می کندکودک می شومسرم را به نارستان دامنش می سپارم تازه می شومسبززرد نارنجیمثل نه سالگی امرنگ به رنگاما هر بار که مادرم را صدا می زنمو دیر می گوید جانمدر گلویم هزار گنجشک بغض همهمه می کنندمادرم کوچک و ظریف شده عینکش را
تقدیم به مادری که ندارم ...
میان تمام نداشتن ها دوستت دارم ...
شانس دیدنت را هر روز ندارم ...
ولی دوستت دارم ...
وقتی دلم هوایت را می کند حق شنیدن صدایت را ندارم ...
ولی دوستت دارم ...
وقت هایی که روحم درد دارد و می شکند شانه هایت را برای گریستن کم دارم ...
ولی دوستت دارم ...
وقت دلتنگی هایم ، آغوشت رابرای آرام شدن ندارم ...
ولی دوستت دارم ...
آری ، همه وجودمی ولی هیچ جای زندگی ندارمت و میان تمام نداشتن ها 
باز هم با تمام وجودم 
دوستت دارم مادرم ...
ت
اشعار زمزمه ی روضه ی امام حسن علیه السلام
 
 زمزمه ی روضه ی امام حسن علیه السلامواویلا،ای خواهرم زینب بیا،ببین شدم از درد و غم حاجترواپاره جگر شدم ز زهر اشقیا،بشنو ولی تو شرح ماتم مراقاتل من غمهای مادره،دلم مثه آلاله پرپرهخودم دیدم غمدیده مادرم،در بین دیوار و درهقلب ما بر درد و غم آغشته شد،یا فضّه خذینی محسن کشته شدواویلا،وای مادر وای مادرم...دانلود مداحی جدید 95,نوحه,دانلود مداحی ترکی
دانلود رمان پرستار مادرم
نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)
نویسنده : شادی داووودی
تعداد صفحات : 610
ژانر : #عاشقانه
خلاصه رمان : 
مهندسی که دختر زیبایی را برای پرستاری از مادرش استخدام میکنه اما کم کم بهش علاقه مند میشه…اما مهندس سالهای زیادی ازپرستار بزرگتره و یک پسر 11 ساله داره و...دانلود رمان | دانلود رمان عاشقانه | رمان فوریو
یه وقتایی کُنج اتاق شدید دلگیر میشم. یه غم عجیبی همه‌ی وجودمو میگیره و احساس تنهایی میکنم. مثل آدمای دیگه که دغدغه‌های زندگی و آینده امونشون رو میبُره…
… اما یهویی توی همون حالت افسردگی و یأس؛ مادرم برای صرف غذا و چای صدام میکنه که تازه میفهمم بزرگترین ثروت و شانس رو هنوز بالای سرم دارم…
 
خدایا شکرت از اینکه معلمی دارم تا بازم انسانیت و درستکاری رو بهم یاد بده…
خدایا شکرت از اینکه فرشته‌ای رو دارم تا آبروی امروز و فر
فیلم کس دادن مادرم به دوستم رامین

سلام.خاطره  ای دفعه پیش گذاشته بودم از ساک زدن مامانم واسه دوستم امیر جلوی خودم که خلیلی ها گفتن دروغه

گفتم هر کی میخواد این خشکل خانم رو بکنه هزینه کمی براش داره

یکی از بچه های امیر گفت بیا تا بکنم اینم فیلم کردن مامانم توسط امیر تو خونمون

ضمنا عزیزم قبل اینکه بیایی کسی ازت پول نمیخواد

قرار میزاری با مادرم میاد پیشت اگه پول داشتی میایی خونه خودمون یک شب کامل میکنی تو کس نازش

اینم لینک کانال عکس ه
 آهنگ جدید ،فوق العاده غمگین ایام فاطمیه علی عرب تبار با نام مادرم فاطمه    
ترانه : ناصر دودانگه | آهنگ و تنظیم: نیما نورمحمدی
.Farasoot Music Iran's Latest New Songs In Farasoot.ir
لطفا با نظرات مهربونتون تو بهتر شدن فراصوت ، کمکـ مون کنید ... مرسی
برای دانلود این آهنگ به ادامه مطلب مراجعه نمایید .Farasoot Music | فراصوت موزیک
نماز برای والدین و اولاد و اموات
( نماز شب  )
 
منتخب مفاتیح الجنان
دو ركعت است: در ركعت اول سوره حمد و ده مرتبه:رَبِّ اغْفِرْلى وَ لِوالِدَىَّ وَ لِلْمُؤْمِنینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسابُپروردگارا مرا و پدر و مادرم و همه اهل ایمان را روزى كه حساب برپا میشود بیامرزو در ركعت دوم سوره حمد و ده مرتبهرَبِّ اغْفِرْلى وَ لِوالِدَىَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَیْتِىَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِپروردگارا مرا و پدر و مادرم و هركه وا
نماز برای والدین و اولاد و اموات
( نماز شب  )
 
منتخب مفاتیح الجنان
دو ركعت است: در ركعت اول سوره حمد و ده مرتبه:رَبِّ اغْفِرْلى وَ لِوالِدَىَّ وَ لِلْمُؤْمِنینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسابُپروردگارا مرا و پدر و مادرم و همه اهل ایمان را روزى كه حساب برپا میشود بیامرزو در ركعت دوم سوره حمد و ده مرتبهرَبِّ اغْفِرْلى وَ لِوالِدَىَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَیْتِىَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِپروردگارا مرا و پدر و مادرم و هركه وا
 
دلت که می لرزید من با چشام دیدمتو زل ِ تابستون چقد زمستونههوا گرفته نبود دلم گرفت اون شببه مادرم گفتم هنوز بارونههنوز بارونهقطار رد شد و رفت مسافرا موندنمسافرا که برن قطار می مونهتو برف بارونی قطار قلب منهقلب شکسته ی من تو برف مدفونهدونه به دونه غمی ریل به ریل شبمغم توی خونه ی من هر شبو مهمونههر شبو مهمونهبگو شب بخوابه من بیدارممن شبو زنده نگه می دارمیه شب که سردم بود به مادرم گفتمهوا که سرد میشه یاد تو میفتمطفلی دلش لرزید دلش دوباره شک
(پارت1)
سلام من نگار هستم.
داستانای زیادی برای تعریف کردن دارم اتفاقات زیادی برام افتاده که بعد 9سال هنوز ادامه دارن.
اصل داستان از اینجا شروع شد????????????
وقتی 12سالم بود متوجه شدم از جد مادریم که همه سادات و از نسل پیامبر بودن جنهایی به مادرم ارث رسیدن که تو هرچیزی مثل آینده نگری و دیدن گذشته،آینده و حال و... میتونن کمکش کنن 
مادرم خیلی قوی بود جنهای معروف و اعظمی که در کتابهای زیادی اسماشون اومده و بسیاری از امامان ازشون نام بردن تحت امرش بو
سلام خدمت دوستان عزیز این قضیه واسه کودکیه مادرمه مادرم تعریف میکرد وقتی ٧_٨ سالش بود به همراه مادرش رفته بودن خونه ی مادر بزرگش که همونجا خونه ی دختر خالش و دختر دایی هاش بود که میگفت به اصراره من مادرم ٢ روز موند روزه سوم گفت بیا بریم ولی من به اصرار پیشه مادر بزرگم موندم , ...
 
 
به ادامه مطلب بریدادیسم
سلام نگار هستم.
 داستانمو براتون تعریف کردم که از کجا آشنا شدم با اجنه و الان میخوام یکی دیگه از داستانامو تعریف کنم.
من با خودم قرار گذاشته بودم دیگه سمت این چیزا نرم و توجهی بهشون نکنم اما وقتی تو همچین خانواده ای زندگی میکنی به هیچ وجه نمیشه ازشون دور موند.
مادرم مدام مجبور بود بخاطر کارایی که براش میکردن یه چیز با ارزش مثل طلا یا گوسفند قربونی بده و اونا رو وسط باغ پشت خونمون میذاشت تا بیان و بردارن،جای خیلی ترسناکی بود،در طول روز هیچ
بعد از مرگ مادرم رابطه ام با پدرم بطور کامل بهم ریخت. هیچکداممان تحمل دیگری را
نداشت. پدرم هیچ درکی از یک جوان ندارد.توقع دارد در تمام مسایل مثل یک آدم چهل
ساله رفتار کنم. بعد از فوت مادرم و وضعیت زندگی ام با اصرار خاله ام به جلسات
روانپزشکی می رفتم و مدام قرص های آرامبخش مصرف می کردم. وقت هایی هم که
می خواستم بیخیال دنیا شوم نزد یکی از دوستانم که خانه مجردی داشت می رفتم و با چند
تا از دوستان دیگرم خودمان را با مشروب و دود سرگرم می کردیم.
آن شب
 
بهار هرسال من با بودن تو رنگ و بوی خوش میگیرد.
به هنگام فروردین، نوروز میرسد و سال نو میشود؛ اما تو پیرتر و من نگرانتر…!
نگرانتر میشوم که نکند سالها طی شود و این زمانه‌ی بی‌رحم، امانی برای لبخند خوشبختی‌ام برلبانت هدیه نکند.
مادرم روز تولدت لبخند دوباره‌ی خورشید بر سرزمین آریاییست تا سال را آغاز کند... زادروزت خجسته و شادباش…!
 
پ.ن: آهنگ "مادر" باصدای #پویا…
بارانم - وبنوشت رسمی راتین رها | مردبارونیا | Ratin Raha
دانلود آهنگ جدید محسن چاوشی بنام دل خون با بالاترین کیفیت

Download New Music Mohsen Chavoshi – Del Khon
ترانه : حسین صفا , آهنگ : محسن چاوشی , تنظیم : شهاب اکبری
..:: ویژه اربعین ::..
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …

 
متن آهنگ جدید محسن چاوشی بنام دل خون :
وقتی که شب حکم شبیخون داد
صحرا پر از خون کبوتر شد
توی چشام دریای بارونو، توی گلوم بارون خنجر شد
از آب یاد مبهمی دارم، چون تشنه‌ام سیراب می‌میرم
از مردمِ بزدل دلم خونه، از کوفه‌ی د
دانلود آهنگ جدید محسن چاوشی بنام دل خون با بالاترین کیفیت

Download New Music Mohsen Chavoshi – Del Khon
ترانه : حسین صفا , آهنگ : محسن چاوشی , تنظیم : شهاب اکبری
..:: ویژه اربعین ::..
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …

 
متن آهنگ جدید محسن چاوشی بنام دل خون :
وقتی که شب حکم شبیخون داد
صحرا پر از خون کبوتر شد
توی چشام دریای بارونو، توی گلوم بارون خنجر شد
از آب یاد مبهمی دارم، چون تشنه‌ام سیراب می‌میرم
از مردمِ بزدل دلم خونه، از کوفه‌ی د
 
غزل شاکری باحضور در برنامه «35» درباره شروع کارش در حرفه بازیگری توضیح داد و از انتظاراتش از دولت آینده گفت.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین،  آخرین ساعات شامگاه چهارشنبه 27 بهمن، برنامه اینترنتی و گفت‌‌و‌گو محور «35» با اجرای فریدون جیرانی و حضور غزل شاکری، بازیگر فیلم «سارا و آیدا» در دسترس مخاطبان قرار گرفت.
شاکری در ابتدای برنامه گفت: «فیلم‌های تاثیر گذار دوران کودکی‌ام «شهر موش‌ها» و «اشک&zwnj
و همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
*** 
منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را
*** 
از رقیبان کمین کرده عقب می‌ماند
هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را
*** 
مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را
*** 
مادرم بعد تو هی حال مرا می‌پرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را
 ***
عشق با اینکه مرا تجزیه کرده‌ست به تو
به تو اصرار نکرده‌ست فرآیندش را
 ***
قلب من م
  سیلاب اشک بود که از چشام میومد یعنی این همه سال مادرم برای من از من دور شد؟یعنی بی تقصیر بوده؟    -خدا منو ببخش که مادرمو نفرین میکردم،خدااااایاااا    توی حال خودم بودم که درخونه باز شد و سامی باسرعت اومد سمتم-چی شده آسا؟خوبی؟چت شده؟چرا گریه میکنی؟    -ما...مادرم اون بیگناه بوده...من...من میخوام ببینمش من مامانمو میخوام    -باشه عزیزم آروم باش    -خاله نازی ازش خبر داره منو ببر پیشش    -باشه الان به
مادر من فقط یک چشم داشت . من از او متنفر بودم .او همیشه مایه خجالت من بود .مادرم برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه ها غذا می پخت .
یک روز او به دم مدرسه آمد تا مرا با خود به خانه ببرد .من خیلی خجالت کشیدم .آخر او چطور توانست این کار را با من بکند ؟به ر وی خود نیاوردم ،فقط با تنفر نگاهی به او کردم و فورا از آنجا دور شدم .
روز بعد یکی از هم کلاسی ها مرا مسخره کرد و گفت :«هووو...مامان تو فقط یک چشم داره»
فقط یک جوری دلم می خواست یک جوری خو
من چوب غفلت و سهل انگاری پدر و مادرم را می خورم. آن ها زمانی که دختر خردسالی بودم مرا تنها در خانه رها می کردند و از پسردایی ام می خواستند مواظب من باشد، اما … .
 
دختر ۱۳ساله در حالی که به شدت اشک می ریخت و در میان های های گریه هایش عنوان می کرد، هیچ گاه به همسرم خیانت نکرده ام اما او حق دارد به من مظنون باشد، به تشریح روز سیاه زندگی اش پرداخت و با بیان این که هنوز از یادآوری تلخ ترین روز زندگی ام شرم دارم، به کارشناس اجتماعی کلانتری سنا
 شهادت امام رضا (ع) رو خدمت اباصالح المهدی (عج) و تمامی مسلمانان جهان تسلیت عرض می کنیم در این مطلب حکایتی با نام تربت قدس رضوی براتون آماده کردیم که می توانید مطالعه کنیدمولانا محمد معصوم یزدى ساكن مشهد مقدس كه یكى از صلحاى ارض ‍ اقدس رضوى بود نقل نمود.من مبتلا به تب نوبه شدم و هرچند مداوا كردم بهبودى حاصل نشد تا روزى در عالم خواب شخصى نورانى با شمائل روحانى بمن فرمود چرا از آنچه در فلان حجره و در صندوقچه مى باشد بر بدن خود نمى مالى چون از
 شهادت امام رضا (ع) رو خدمت اباصالح المهدی (عج) و تمامی مسلمانان جهان تسلیت عرض می کنیم در این مطلب حکایتی با نام تربت قدس رضوی براتون آماده کردیم که می توانید مطالعه کنیدمولانا محمد معصوم یزدى ساكن مشهد مقدس كه یكى از صلحاى ارض ‍ اقدس رضوى بود نقل نمود.من مبتلا به تب نوبه شدم و هرچند مداوا كردم بهبودى حاصل نشد تا روزى در عالم خواب شخصى نورانى با شمائل روحانى بمن فرمود چرا از آنچه در فلان حجره و در صندوقچه مى باشد بر بدن خود نمى مالى چون از
به کارهای خانه میرسم ، تا مادرم آخرین رجهای قالی را که یک سال پیش شروع کرده بود گره بزند تا دوباره بوی نان تنوری فضای خانه را پرکند و من بی واهمه از مقابل بقال محل رد شوم و سرم را بلند نگه دارم که تا ساعتی دیگر پول کیسه ی آرد سال قبل را پرداخت خواهم کرد...از آنجا به نزد دوره گردی می روم که هر روز با وانت قراضه اش بساط پهن میکند و آن روسری صورتی رنگی را که خواهر کوچکم دوست داشت ورانداز میکنم و از فروشنده می خواهم آنرا بپیچد و نگه دارد . که بی درنگ با
عکس آقای خامنه ای

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

برای ورود به کانال الگرام ما کلیک کنید